حسین همتی
سوار اتوبوس BRT به سمت محل كار مي رفتم كه صدايي آشنا به گوشم رسيد، صداي لالايي تيتراژ پاياني سريال مختارنامه. با همان حزن و اندوه خاص. به پسري كه صداي زنگ تلفن همراهش بلند شده بود و در مقابلم ايستاده بود نگاه كردم در حدود 13 ساله . روي پيرهنش عكس جومونگ بازيگر سريال افسانه جومونگ حك شده بود.
دلم شكست. ياد صحنه هاي سريال مختارنامه افتادم و حرفهاي جناب مختار:جلوه این تخت خلق و خو را عوض می کند ابراهیم ، قرار است ما سوار بر تخت باشیم یا تخت سوار ما ؟ سادگی ما در این قصر وصله ای ناجور نیست , شکوه این قصر مجلل در برابر سادگی ما وصله ی ناجور است ما چند صباحی بیشتر مهمان این قصر نیستیم ابراهیم کودک نوپای حکومتمان که راه رفتن بلد شود جل و پلاسمان را جمع می کنیم و در بنایی ساده بر کرسی قضاوت می نشینیم قرار بود حکومتمان رنگ و بوی علی را داشته باشد."
فكر كردم به خلوص و صفاي مختار. به جرات و جسارتش در آن وانفساي زمان. زماني كه دم زدن از علي و آل او جرم بود.
و فكر مي كردم كه چه بر سر ما آمده است كه نوجوان شيعه اثني عشري كه عشق مختار را در سينه دارد براي شروع هر قسمت از مختارنامه لحظه شماري مي كند امروز تصوير فردي افسانه اي را با خود به همراه دارد و در دلم كلي بد و بيراه گفتم به خودم و ... .
مگر در كتابهاي تعليم و تربيت ما نيامده است كه بهترين راه آموزش مفاهيم ، آموزش از راههاي غير مستقيم است و مگر ما اذعان نداريم كه غرب هر آنچه را كه مي خواهد به خورد ما دهد از همان طريق يعني رسانه، تصوير، بازي و جذابيت هاي بصري انجام مي دهد.پس چرا پس از اينكه ذائقه مردم را با نمايش عدالت طلبي يك قهرمان شيعي به سمت حق طلبي و عدالت جويي متمايل كرديم ، كار را نيمه كاره رها نموده ايم.
يادم است كه هنوز چند قسمت از سرال افسانه جومونگ پخش نشده بود كه بازار پر شد از تصاوير جومونگ خصوصا براي كودكان.
كلاه جومونگ، شمشير جومونگ، دفتر نقاشي، پيراهن ، برچسب و در هر اسباب بازي اي كه مي شد عكس جومونگ نقش بست.ولي حيف مختارنامه تمام شد و ما حتي يك برچسب از دلاورمرد شيعه براي همراهي با كودكانمان در مدرسه نديديم.
مگر نه اين است كه در تعليم و تربيت به ما گفته اند كه شما با هر چه و يا هر كه بيشتر همنشين باشيد و محشور خوي آن را خواهيد گرفت ، حال چگونه است كه ما هيچ فكري براي همنشينان فرزندانمان نمي كنيم.
اگر مي خواهيم دفاع از ولايت ، عدالت و حق طلبي را به فرزندانمان بياموزيم بايد آنان را همنشين عدالت طلبان كنيم، اگر دوري از دنيا و دنيا زدگي را نيز براي ايشان طالبيم نيز همينطور
البته همه مقصرند، من ، شما ، مسئولين فرهنگي، توليدكنندگان، اصناف و بازاريان.
اما هنوز عشق مختار در قلب كودكان و نوجوانان ما وجود دارد و در لابه لاي برنامه هاي متنوع به فراموشي نرسيده است پس اگر كاري بايد بسم الله.
و اين است آخرين جملات مختار: "لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد و خورشیدو ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد ، کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مامنی می دود، می دود، می دود و کجاست جنت الماوا ؟پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک ، گاه صاف است و گاه پیچاپیچ ، گاه تیز و گاه لغزان ،اعمال ما در این دنیا کم و کیف ما آن را معین می کند ؛ برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان .
آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست . شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابو عبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند بد خواهان کذابم می نامند وستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند اویی که مبرا از خطا و گناه است ولی و وصی خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است ؛ امروزمی خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است ، تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید تزویر سکه ایست دورو که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهرمتدین
یا ایها الذین امنوا ، امنوا به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید ، در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست .
این مقاله با عنوان حق مختار هنوز ادا نشده است در سایت خبری ندای انقلاب درج گردیده است.