قرائتى از يك حديث نبوى پيرامون مراحل و دورههاى تربيتى/ راهنماى تربيت

شيعه هم از درياى بيكران قرآن كلام خدا بهره مىگيرد و هم از گنجينه احاديث و روايات رسول خدا و اهل بيت گرامىاش توشه بر مىدارد و افتخار آن دارد كه بيش از 14 قرن از هر دو ميراث گرانسنگ رسول مكرم اسلام پاسدارىنموده و بهرهها جسته است. و اكنون نيز در خدمت اين هر دو، با حقايق عالم مرتبط است. هم از اين رو كوشيده است تا با فهم كاملتر كتاب و سنت، محتواى معارف خود را غنا بخشد و با عمل به آن تكامل انسانى يافته و جامعهاى الهى ايجاد نمايد.
يكى از احاديث پر ارزش نبوى كه در باب تربيت اولاد، راهنماى همه پدران و مادران و مربيان است، اين روايت شريف است:
فرزند، هفت سال مولى، هفت سال بنده، و هفت سال وزير است. پس اگر در سال بيست و يكم روحيات او مورد رضايت تو بود (شكر خداى نما) و الاّ واگذار، كه در پيشگاه خدا معذورى.
اين بيان كوتاه، به واقع چهره زيباى يك گزارش مفصّل و يك دستورالعمل طولانى است كه در نهايتِ لطافت، شيوايى و اختصار، روشنگر مسير حركت پدران و مادران و مربيان است و در پشت پرده ايجاز و اختصارِ اين كلام، گنجينهاى ارزشمند از تعاليم الهى نهفته است.
1. اين روايت شريف داراى دو چهره انشايى و اخبارى است. از يك سو، توصيفى از چگونگى وضعيت درونىفرزندان در سنين مختلف است و نحوه نگرش كودك به خود را در دورانهاى متفاوت زندگى مىنماياند، و از ديگر سوى، توصيه و دستورالعملى براى مربيان، تا شيوه برخورد با رفتارها و حالات روحى كودك را در ادوار گوناگون آموزش دهد. كوتاه سخن آنكه، اين كلام نورانى به زيبايى بيان مىكند كه نحوه نگرش فرزند به خويش، اينگونه «هست» و شيوه برخورد با او چنين «بايد»
2. مخاطبِ اين سخن، همه كسانى هستند كه به نحوى با كودكان و نوجوانان سر و كار دارند و با آنها مستقيم يا غير مستقيم روبرو مىشوند. همه پدران و مادران و مربيان و آموزگاران و بزرگترها.
3. «سيد» نماد موجودى است كه نظراً و عملاً نسبت به بندگان خود استقلال و اختيار تام دارد و خود را در رأى و حكم صائب مىبيند. نه با بندگانِ خود، در امور مشورت مىكند و نظر مىخواهد، و نه عمل خود را مطابق آرا و اميال آنها تنظيم مىنمايد و از آنها دستور مىگيرد. هميشه خود را نسبت به زيردستان، برتر ديده و صاحب اختيار مىداند. لذا انتظار اطاعت بىچون و چراى فورى از بندگان خويش دارد و هيچگونه تخطّى و سرپيچى را بر نمىتابد.
4. «عبد» سمبل انسانى است كه نه در عمل استقلال دارد و نه رأى او، صائب و مقبول ديده مىشود. از اين جهت هيچگاه طرف مشورت قرار نمىگيرد و تنها از او انتظار اطاعت و امتثال كامل مىرود. عبد هر چه بيشتر مطيع و منقاد و سر براه باشد و بىچون و چرا فرمان برد، كاملتر است. او خود را در صورت نافرمانى و تخطّى، مستحق تنبيه و شايسته ملامت و مجازات مىبيند و پذيراى تربيت مستقيم و أمر و نهى صريح است
5. «وزير» نماينده موجودى است كه رأى او مسموع و نظر او مورد احترام و شايسته دقّت است، امّا استقلال عملىنداشته و حكم او نافذ نيست. وزير خود را سزاوار مشاوره و نظرخواهى مىداند، و رأى مستقل مىدهد، و به هيچ روى تحمّل پرخاش و بىاحترامى ندارد و أمر و نهى صريح و مستقيم را بر نمىتابد. در فرزانگى براى خود شخصيت و شأنى همسنگ امير و حاكم قائل است، گر چه نهايتاً تابع و مطيع اوامر اوست.
با توجه به اين مقدّمات، نحوه رويارويى با فرزندان در مسائل مختلف زندگى به خوبى روشن مىگردد، برخى از موضوعاتى كه لسان شيواى اين حديث گوياى آنها است از اين قرار است:
آموزش صداقت
|
|||||||
|
|
صداقت، اهمیتی است که فرد به رفتار و روابط اجتماعی خود با دیگران میدهد.
صداقت داشتن یعنی، عدم دوروئی، ریاکاری و رفتارهای ساختگیای که موجب بیاعتمادی نسبت به خود و دیگران میشود.
صداقت داشتن در زندگی موجب استحکام و دوام روابط بین افراد میشود؛ زیرا فرد هم چون آینهای شفاف آنچه را که در درون خود دارد، منعکس میسازد.
آموزش صداقت به کودکان مستلزم صرف وقت و شکیبائی است. فراگیری هر مهارتی اگر از سالهای دوران خردسالی و کودکی آغاز شود تأثیری دو چندان بر زندگی او خواهد گذاشت.
والدین میتوانند با تشویق کودکان به راست گوئی و گفتن آنچه که واقعاً دیدهاند، صداقت را در آنها پرورش دهند.
آیا شما جزو خانواده های سخت گیر هستید؟
1 - پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار مي كنند كه والدين خودشان رفتار كرده اند.
2 - تصميم گيري با يكي از والدين خصوصا پدر انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاكم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه اظهار نظر ندارند
3 - والدين چنان رفتار مي كنند كه فرزندان مي آموزند حق هيچ گونه ابراز عقيده اي را - حتي در مواردي كه مي تواند مانع از بروز بعضي مشكلات براي خانواده گردد - ندارند.
4 - اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نكنند ، والدين آنان ناراحت ، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.
5 - فرزندان جرات سئوال كردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن كارها را ، از والدين خود ندارند.
چگونه به فرزندانمان کمک کنیم تا دیدی مثبت نسبت به زندگی داشته باشند؟

با افزایش سن کودکان تغییرات زیادی در آنها صورت می گیرد. آنها همواره خود را با دیگران مقایسه می کنند و اغلب خود را در سطح پایین تری می یابند. اما ما به عنوان والدین می توانیم با آموزش مهارت «مثبت نگری» به آنها کمک کنیم تا بحران های خاص سن خود را بهتر پشت سر بگذارند. به این منظور باید گفته ها و درد دل های فرزندتان را جدی بگیرید ، فعالانه به صحبت های او گوش دهید، و کمک کنید تا افکار و عقاید منفی اش را از بین ببرد. البته این امر آسانتر خواهد شد اگر تفکر مثبت داشته باشید.
دنیای ما پر از عکس العمل های منفی است. ما باید فرزندانمان را به یک نگرش مثبت مجهز کنیم تا مسیر مستقیم زندگی خود را بیابند. برای مثال به چند گفته منفی بچه ها و پاسخ مثبت والدینشان توجه کنید.
گفتگو با كودكان درباره جنسيت
مهارتهای فرزندپروری
|
مهارتهای فرزندپروری |
|||
|
|
|||
|
پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموختهاید؟ یا مهارتی کسب نمودهاید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارتهایی وجود دارد که با استفاده ار آنها در روند مراقبت از کودکانتان میتوانید نقش اساسی در رشد آنها داشته باشید. 1) به رفتارهای کودکتان با دقت توجه کنید | |||
فرزندپروری و بهداشت روانی کودک
|
فرزندپروری و بهداشت روانی کودک |
|||
|
|
|||
|
بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آنها بستگی دارد. با وجودی که هر پدر و مادری در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات در خانه هستند، امّا ممکن است به شیوه صحیحی آنها را در اختیار فرزندانشان قرار ندهند زیرا هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچهای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچهها بیش از آن چیزی است که ما معمولاً تصوّر میکنیم. به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و بسیاری عوامل دیگر در تربیت کودکان دخالت دارند. | |||
ویژگی های تربیت صحیح

| نبینی باغبان چون گل بکارد | |
| چه مایه غم خورد تا گل برآرد | |
| گهی خارش به دست اندر خلیده | |
| گهی از بهر او خوابش رمیده |
تربیت از جهات مختلف به کار کشاورزی شباهت دارد، با این تمایز که کشاورز دانه و درخت می پرورد و مربی انسان. مربی حداقل کاری که باید در تربیت " آدم" انجام دهد، همان است که یک کشاورز در پرورش یک گیاه انجام می دهد. مباد که یک مربی در تربیت فرزند ، از حکمتی که یک کشاورز در عمل پرورش گیاه از آن برخوردار است بی بهره باشد!
برای آن که به محصول تربیت خویش ، یعنی کودکان و نوجوانان آسیب نزنیم لازم است دست کم حکمت های زیر را از کار کشاورز بیاموزیم و به کار گیریم:
لزوم تجدید نظر در شیوه ی تربیت دینی
_files/12112118612615716521168230222617768181108204.jpg)
سخن را با جملهای از امام امیرالمومنین (ع) آغاز میکنیم که فرمود:
لا تقسروا اولادکم علی آدابکم فانهم مخلسوقون لزمان غیر زمانکم. 1
فرزندان خود را بر آن اساس که خود تربیت شدهاید تربیت نکنید که اینان برای عصر و زمانی غیر از عصر و زمان شما آفریده شدهاند.
از زمان بیان این سخن تا عصر ما حدود چهارده قرن میگذرد، و شاید در هیچ عصری به مانند عصر ما این عبارت جایگاه خود را پیدا نکرده باشد.
مردم عصر و زمان ما آن را با تمام وجود لمس میکنند، به ویژه که دو واقعه مهم و تاریخی در عصر ما تحقق یافته است: یکی ظهور رنسانس و انقلاب صنعتی در دو قرن قبل که شعاع ترکش آن همه مناطق جهان و از جمله کشور ما را تحت نفوذ قرار داده است، و دیگری پیروزی انقلاب اسلامی در دو سه دهه اخیر.
بر اساس ظهور واقعه اول به تدریج تحولی در همه شوون حیات و از جمله تربیت پدید آمد که اغلب دارای رنگ و هوای مادی بود، و بر اثر ظهور دومی ضمن تحول در ظاهر شوون، باطن نیز تغییر یافته و دگرگون شده است. ما در این بررسی کوتاه امتزاجی از اثر این دو را در تربیت دینی و اخلاقی مورد بررسی قرار میدهیم.
روش تربیتی کودک
اثر استاد علی صفایی حائری
مقدمه
فرصتی پیش آمده و باید فرصت ها را به غنیمت گرفت چون ما که شهامت ایجاد فرصت ها را نداریم. لااقل باید از فرصت های پیش آمده استفاده كنيم پيش از آن كه همچون ابرها بگذرند و سوز آب را بر دل تشنة برگه ها بگذارند.
ما از هنگامي كه بيدار شديم و ديديم ميراث ما به غارت رفته و نسل ما به اسارت گرفته شده است ناچار كوشش هائي را شروع نموديم و كارهائي آغاز نموديم: مدارسي، نشريه هائي و انجمن هایی راه انداختيم. داستان هائي نوشتيم و براي كودكان قهرمان هاي فراموش شده را زنده كرديم و حرف هاي تحريف شده را به حق بازگو نموديم.
ما در اين راه از هر گونه برنامة عملي و علمي و هنري استفاده كرديم و نكات رواني را در نظر گرفتيم و در اين راه حتي از دشمن درس ها آموختيم در اين فرصت كم به انگيزه كارهاي انجام شده و به هدف اين كارها و به نقد و بررسي آن ها نمي توان پرداخت چون اين بررسي و علت جوئي به نهاد افراد فعّال باز مي گردد ودر اين حدّ كار شغلي ميشود. بايد هر كس به نقد خود برخيزد كه گفته اند حاسبوا انفسكم. نه حاسبوا اعمالكم.
اكنون همينقدر مي گويم كه ما به پيروي از اين حقيقت كه: لا ينتشر الهدي الا ممّا انتشر الضّلال مدارسي را پايه گذاري نموديم امّا اين مدارس با مدارس ديگر، همه از يك برنامة فرهنگي برخوردار بودند و همان كتاب ها در هر دو جا خوانده مي شد و همان حرف ها كه باتوجه جمع آوري شده بود بخورد بچه ها مي رفت.
فقط جدائي اين مدارس به وسيلة استادها و معلمين و دبيرانش صورت مي گرفت اين ها بودند كه در بعضي از فرصت ها حرف هائي مي زدند و آگاهي هائي سبز مي كردند.

در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.