سرنخ هاي غير کلامي

بهبود ارتباط غيرکلامي در روابط ميان فردي

مهارت‏هاي ارتباطي خوب مي‏تواند بر زندگي شخصي و حرفه‏اي تاثيرگذار باشد. اگر چه مهارت‏هاي ارتباطي کلامي و نوشتاري، مهم هستند اما تحقيقات نشان مي‏دهد رفتارهاي غيرکلامي، بخش عمده‏اي از ارتباطات بين فردي روزانه‏ي ما را تشکيل مي‏دهند. توصيه‏هاي زير، به شما کمک مي‏کند تا بتوانيد علائم غيرکلامي ديگران را به خوبي بخوانيد و توانايي برقراري ارتباط خود با ديگران را بهبود بخشيد.

- به علائم غيرکلامي توجه کنيد

افراد مي‏توانند از راه‏هاي مختلف، ارتباط برقرار کنند بنابراين توجه به مواردي مانند تماس چشمي، اشاره‏ها، حرکت اندام‏ها، حالت اندام‏ها و لحن صدا مي‏تواند موجب کسب اطلاعات و پيام‏ها شود. همه‏ي اين علائم مي‏توانند اطلاعات مهمي به شما بدهند که در قالب کلمات پيدا نمي‏شوند با توجه دقيق‏تر به رفتار‏هاي غيرکلامي ديگران مي‏توانيد ارتباط سازنده‏تري با آنان برقرار نماييد.

رفتارهاي غيرکلامي، بخش عمده‏اي از ارتباطات بين فردي روزانه‏ي ما را تشکيل مي‏دهند .

- به دنبال رفتارهاي متضاد باشيد.


اگر کلمات ادا شده با رفتارهاي غيرکلامي فرد هم‏خواني نداشته باشد، ارتباط مختل مي‏شود. براي مثال ممکن است شخصي به شما بگويد خيلي خوشحال است در حالي که چهره‏اي اخم‏آلو داشته و سرش پايين باشد تحقيقات نشان مي‏دهد وقتي کلمات با حرکات بدن متضاد باشد، افراد بيشتر آنچه را که گفته مي‏شود، ناديده مي‏گيرند و به اشارات غيرکلامي، خلق وخو، افکار و هيجان‏ها اهميت بيشتري مي‏دهند.

- هنگام صحبت، به لحن صدايتان توجه کنيد


لحن صدايتان مي‏تواند اطلاعات فراوان و ارزشمندي حاوي شور و اشتياق يا خشم و بي‏تفاوتي را انتقال دهد. هميشه توجه داشته باشيد که چه‏طور لحن صداي‏تان بر رفتار و واکنش ديگران اثر مي‏گذارد و تلاش کنيد لحني را به کار گيريد که بتواند پيام شما را به خوبي منتقل کند. براي مثال، اگر مي‏خواهيد علاقه‏تان را به موضوعي نشان دهيد، سعي کنيد شور و نشاط خود را با لحني صميمانه ابراز کنيد.

- تماس چشمي مناسب برقرار کنيد

وقتي افراد از نگاه کردن به يکديگر خودداري مي‏کنند، گويي مي‏خواهند از چيزي طفره رفته يا مطلبي را پنهان کنند. تماس چشمي، بخش مهمي از ارتباط شمرده مي‏شود. تماس چشمي خوب، به معني زل زدن و خيره شدن به چشمان کسي نيست. بعضي از کارشناسان علوم ارتباطات، توصيه مي‏کنند زمان تماس چشمي، بايد بين 4 تا 5 ثانيه باشد.

ارتباط

- درباره‏ي علائم غيرکلامي سوال کنيد

اگر درباره‏ي علائم غيرکلامي کسي اشتباه کرديد، از سوال کردن نترسيد. براي درک پيام و تفسير درست آن، سوال کنيد و آنچه را که فهميده‏ايد، تکرار نماييد. به عنوان مثال «اجازه بده ببينم شما گفتيد که...»

- از علائم استفاده کنيد

 به خاطر داشته باشيد ارتباطات کلامي و غيرکلامي مي‏توانند هم‏زمان پيام را منتقل کنند. شما مي‏توانيد مهارت‏هاي کلامي خود را با استفاده‏ صحيح از علائم و اشارات بهبود دهيد تا به انتقال پيام کمک نمايد، به ويژه وقتي بخواهيد مطلبي را بيان کرده يا براي گروهي سخنراني کنيد.
کارشناسان علوم ارتباطات، توصيه مي‏کنند زمان تماس چشمي، بايد بين 4 تا 5 ثانيه باشد
- به علائم به صورت گروهي توجه کنيد

يک حرکت يا اشاره به تنهايي مي‏تواند معاني مختلفي داشته باشد يا حتي  ممکن است بي‏معنا باشد. براي خواندن صحيح رفتار غيرکلامي، بايد به دنبال مجموعه‏اي از علائم باشيد که نقطه‏ي مشترک را تقويت کند. اگر از مجموعه‏ علائم، فقط به يک علامت توجه کنيد، ممکن است در دريافت پيام، مرتکب خطا شويد.


- شرايط را در نظر بگيريد



وقتي قصد داريد با ديگران ارتباط برقرار کنيد، شرايط را در نظر بگيريد. بعضي از شرايط، نيازمند رفتارهاي رسمي هستند که شايد در شرايط ديگر، نيازي نباشد. هميشه توجه کنيد آيا رفتارهاي غيرکلامي  شما، مناسب با آن شرايط مي‏باشد يا نه. اگر مي‏خواهيد ارتباط غيرکلامي خود را بهبود دهيد، بر علائم غيرکلامي رسمي مناسب با شرايط تمرکز کنيد.

- آگاه باشيد که علائم مي‏توانند شما را دچار اشتباه کنند


گاهي علائم مي‏توانند ما را به خطا بيندازند. به عنوان مثال، شل دست‏‏دادن، شايد نشان‏دهنده‏ يک بيماري مانند آرتروز باشد هميشه به دنبال مجموعه‏اي از رفتارها باشيد چرا که رفتار کلي يک فرد، بيش از يک علامت مي‏تواند پيام را منتقل کند.

- تمرين کنيد

به نظر مي‏رسد بعضي افراد در به کارگيري ارتباط غيرکلامي موثر و تفسير صحيح علائم غيرکلامي، مهارت بيشتري از ديگران دارند. به طور معمول اين افراد به خوبي مي‏توانند احساسات ديگران را درک کنند در حقيقت شما مي‏توانيد اين مهارت را از طريق توجه کافي به رفتار غيرکلامي و تمرين انواع مختلف ارتباط غيرکلامي با ديگران کسب کنيد.

ارتباط موثر

همه ما بخش عمده‏اى از زندگى خود را در ارتباط با ديگران مى‏گذرانيم يا در فكر آن به سر مى‏بريم. تحقيقات نشان داده است كه 75% اوقات روزانه ما صرف ارتباط با ديگران مى‏شود، پس مى‏توان گفت: 75% موفقيت‏هاى ما نيز به چگونگى روابطمان با ديگران بستگى دارد. از اين‏رو در دهه‏هاى اخير، توجه بسيارى به مبحث مهارت در روابط اجتماعى شده است و در روان‏شناسى گاهى با عنوان‏هايى مانند «ارتباط ميان فردى» يا «مهندسى رفتار ارتباطى»، مطرح مى‏شود.

از سوى ديگر، ميل به محبوبيت و داشتن پايگاه مردمى، يك نياز طبيعى در انسان است. همه ما دوست داريم ديگران به ما احترام كنند. اين ميل كه يكى از ويژگى‏هاى مهم دوره جوانى است، وقتى برآورده مى‏شود كه ارتباطى مؤثّر و سازنده داشته باشيم.

توجه بيش از حد جوانان به اين مقوله، موجب شده است كه يكى از دغدغه‏هاى قشر جوان را مقبوليت و پذيرش اجتماعى و نفوذ در دل‏ها و ارتباط مؤثّر داشتن، تشكيل دهد. و البته بايد به آنها حق داد، زيرا از يك‏سو، به افراد صاحب نفوذ در جامعه مى‏نگرند كه فاتح قلعه دل‏هايند و در هر كوى و برزن، نامشان بر سر زبان‏هاست و از سوى ديگر، به دليل جوان بودن و تجربه نداشتن از زندگى اجتماعى، خود را ناكام مى‏بينند. اما واقعيت اين است كه در جوانى نيز مى‏توان ارتباطى موفق داشت، به شرط آن‏كه مهارت‏هاى ارتباطى را بشناسد و آنها را به درستى به كار بندد.

ادامه نوشته

اخلاق در خانواده

اخلاق در خانواده

مهرورزى به فرزندان

محبت و خوش‏رفتارى، نقش بسيار مهمى در تربيت صحيح فرزند دارد. محبت، احساسات پاك كودك را شكوفا مى‏سازد و كمبود عاطفه و عقده‏هاى روانى، دامن‏گير فرزندان نمى‏شود. همچنين، زمينه رحمت خداوند را فراهم مى‏سازد.

امام صادق «عليه‏السلام» مى‏فرمايد:

«اِنَّ اللّهَ عزّوجَلَّ لَيَرْحَمُ الرَّجُلَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِه»

«خداوند بزرگ به آدمى به خاطر شدت علاقه و دوستى به فرزندش، رحم مى‏كند.»

ايشان در سخن ديگرى فرموده است:

«اَحبُّوا الصِّبْيانَ وَ ارْحَمُوهُم وَ اِذا وَعَدْتُمُوهُم فَفُوا لَهُم فَانَّهُم لا يَروُنَ اِلاّ اَنَّكُم تَرْزَقُونَهُم».

«به كودكان محبت كنيد و به آن‏ها رحم نماييد و هرگاه به آنان وعده‏اى داديد، وفا كنيد؛ زيرا آن‏ها شما را روزى دهنده خود مى‏دانند.»

رسول گرامى اسلام در منزل همه روزه كه از خواب بر مى‏خاست، دست محبت بر سر فرزندان خود مى‏كشيد.

امام صادق «عليه‏السلام» از رسول خدا «صلى الله عليه و آله» نقل مى‏كند:

«مَنْ قَبَّلَ وَلَدَه كَتَبَ اللّهُ عَزُّوجَلَّ لَهُ حَسَنةً وَ مَن فَرَحهُ فَرَّحَهُ اللّهُ يَوْمَ القِيامَةِ»

«آن كس كه فرزند خود را ببوسد، خداوند حسنه‏اى در نامه عمل او مى‏نويسد و هر كس كه فرزندش را شاد كند، خدا او را در روز قيامت شاد خواهد كرد.»

فرزندان امروز، پدران و مادران و مسئولان فردايند. اگر به قدر كافى و به شايستگى محبت نبينند، به كمبود عاطفه دچار مى‏شوند و در آينده، جامعه با نشاطى نخواهيم داشت. بر همين اساس، امام صادق «عليه‏السلام» توصيه مى‏كند:

«أكثِروا من قُبلةِ اولادِكم فانَّ لَكُم بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجةً»

«فرزندانتان را زياد ببوسيد؛ زيرا براى شما در هر بوسه‏اى درجه‏اى است.»

 

 

 

ادامه نوشته

چگونه خواستگاري كنيم؟

خواستگاري، اولين گام در ازدواج نيست

به نظر مي‌رسد كه قبل از اقدام به خواستگاري، شايسته است فرد از آمادگي‌هاي شناختي خانوادگي و اقتصادي برخوردار باشد و به عبارت ديگر، فرد بايد از معيارهاي يك ازدواج موفق، آگاهي كافي داشته باشد و ويژگي‌هاي يك همسر شايسته و لايق را بشناسد و از ملاك‌هاي اساسي و غيراساسي، اطلاع كافي داشته باشد؛ تا هنگام جمع‌بندي و تصميم‌گيري، بتواند ملاك اساسي را فداي ملاك غيراساسي نكند. براي اين كار، بايد با مطالعه يا با مشورت با افراد با تجربه، از هدف ازدواج، شرايط ازدواج و معيارهاي همسر لايق و مناسب، شناخت لازم را به دست آورده؛ نه اين كه به محض مشاهدة فردي كه به چشم ظاهربين او مناسب آمد، در فكر ازدواج با او غوطه‌ور شود و خواستگاري از او را طراحي كند و به طور مستقيم يا غيرمستقيم به سراغ او رفته، دربارة چگونگي طرح درخواست خود از او، برنامه‌ريزي كند.

خانواده‌ها و والدين نيز بايد آمادگي كافي براي خواستگاري را داشته باشند. هر خانواده‌اي از جايگاه و موقعيت اجتماعي خاصي برخوردار است و عزت و شأن خانوادگي آنها، از اهميت زيادي برخوردار است و اگر براي فرزندشان اقدامي مي‌كنند، نمي‌خواهند با پاسخ صريح و غيرمناسب - با عزت و شخصيت خانوادگي و اجتماعي‌شان – رو‌به‌رو شوند؛ بلكه مي‌خواهند اگر اقدامي كردند و پاسخ منفي هم گرفتند، شأن و منزلت اجتماعي و خانوادگي‌شان زير سؤال نرود. بنابراين، قبل از اقدام به خواستگاري، بايد دربارة احتمال توافق و پاسخ مثبت طرف مقابل و عدم توافق، فكر كند. اگر خانواده‌ها به علت‌هاي مختلف، نتوانند دربارة ازدواج فرزندشان در زمان حاضر بينديشند، سخن از خواستگاري، بيهوده به نظر مي‌رسد. بنابراين، يا بايد آن را به تاخير اندازد يا به فكر فراهم كردن شرايط باشند.

خواستگاري، محرمانه باشد

مراسم خواستگاري اوليه، در حد ممكن، بايد خصوصي و محرمانه باشد؛ بدين معني كه غير از دو خانوادة پسر و دختر، افراد ديگري، نبايد از موضوع خواستگاري مطلع شوند و به قول معروف، بهتر است از ابتدا قضية خواستگاري را جار نزنند و بر سر زبان‌ها نيندازند؛ تا اگر - به هر دليلي - توافقي حاصل نشد، يا طرفين همديگر را نپسنديدند و ازدواج پا نگرفت، افراد به گمانه زدن‌هاي بي‌مورد و بي‌دليل نپردازند؛ زيرا گاهي با مطرح شدن احتمالات بي‌اساس و غيرواقعي و تهمت زدن‌هاي مختلف، زمينة كاهش اعتبار فردي و خانوادگي يكي از دو طرف به وجود مي‌آيد و باعث لطمه زدن به آبروي اجتماعي افراد و خانواده‌ها مي‌شود؛ مثلاً مي‌گويند: لابد در دختر يا پسر عيبي بوده كه او را نپسنديده‌اند و ازدواج سر نگرفته است و با تبديل كردن كاه به كوه و بزرگ‌نمايي موضوع و ارتباط مسئله‌اي فرعي و غيرمرتبط با اصل ماجرا، آينده يكي از دو طرف را خراب مي‌كنند و چه بسا شايعه‌سازي‌هاي ديگري را به دنبال داشته باشد و زمينة توافق‌هاي موارد بعدي را نيز از بين ببرد و به طور كلي، به اعتبار و آبروي حداقل يكي از دو خانواده، لطمه وارد مي‌شود. بر همين اساس است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم دربارة چگونگي خواستگاري مي‌فرمايد:

«اظهر انكاح و احفظ الخطبه؛ ازدواج و مراسم نكاح و عروسي را آشكارا برگزار كنيد؛ ولي خواستگاري را محرمانه و خصوصي نگاه داريد».1

خواستگاري مستقيم نباشد

مرد نبايد درخواست و تقاضاي ازدواج با فرد مورد نظر را به طور مستقيم با او در ميان بگذارد؛ بلكه بايد اجازه دهد تا از طريق خانواده‌اش يا فرد ديگري - كه از اعتبار اجتماعي كافي و موقعيت و جايگاه مناسب برخوردار است - اين تقاضا مطرح شود؛ زيرا ازدواج، امر مقدسي است. بنابراين، خوب است كه مقدمات آن هم بر پايه‌هاي صحيح اخلاقي و ارزشي و در هاله‌اي از حياي پسنديده قرار گيرد. ازدواج، يك معاملة مادي و تبادل كالا نيست كه با هر كلام و عملي كه نشانة رضايت دو طرف باشد، بتوان آن را انجام داد و به اجرا درآورد؛ بلكه مقدمة يك زندگي طولاني و داراي جنبه‌هاي مختلف رواني و معنوي است كه زمينة آرامش و تكامل دو طرف را فراهم مي‌كند. پس پايه‌ها و مقدمات آن - مانند خواستگاري - نيز بايد در يك محيط آرام، بدون احساسات و مبتني بر عقل و انديشه، شكل گيرد. معمولاً خواستگاري‌هاي مستقيم، برخاسته از شور و اشتياق غيرعقلاني است و سيطرة احساسات زودگذر در آنها كاملاً به چشم مي‌خورد. اين نوع خواستگاري‌ها كه معمولاً مخفيانه و به دور از اطلاع و آگاهي خانواده‌ها انجام مي‌گيرد، به جاي اين كه زمينة ازدواج موفق را فراهم كند؛ تا به آشنايي با يكديگر منجر شود، تنها موجب ارضاي نيازهاي جنسي و جسمي شده، وابستگي دو طرف را به هم شدت داده، در نتيجه، چشم و گوش هر يك از دو طرف را از شناخت دقيق و آگاهي از نقاط ضعف و قوت طرف مقابل، مسدود مي‌كند و اجازه نمي‌دهد تا آنان دربارة نقايص، كمبودها و ضعف‌هاي طرف مقابل بينديشند؛ زيرا با عينك محبت و علاقه به طرف مقابل، به شناسايي يكديگر مي‌پردازند و طبيعي است كه چنين عينكي، مانع از شناخت صحيح، دقيق و مناسب خواهد شد.

بنابراين، توصية مي‌شود كه خواستگاري به طور رسمي و از طريق خانواده‌ها و با نظارت و آگاهي آنها انجام گيرد.

خواستگاري بايد از طرف مرد باشد

خواستگاري بايد از سوي مرد و خانوادة او انجام گيرد؛ زيرا چنين اقدامي، منطبق با حفظ شئونات و احترام به شخصيت و ويژگي‌هاي زن و جنس مؤنت است. در طبيعت زن، حيا و ميل به محبوب واقع شدن، نهادينه شده است و در طبيعت مرد جلب و تمنا و كشش به سوي زن، سرشته شده است. مي‌توان گفت كه تقريباً در تمام فرهنگ‌ها و جوامع، بر اساس اين اصل فطري و طبيعت انساني، به كرامت، عزت و حياي زن، ارج ‌نهاده مي‌شود و زن ضمن پذيرش اين طلب و تمنا، عزت، شخصيت و احترام را محفوظ داشته، خود را از ابتذال و بي‌بند و باري، دور نگاه مي‌دارد. جنس ماده در همة موجودات، بر مبناي اقتضاي طبيعي و غريزي كه خداوند در همة جانداران به وديعه گذاشته، پذيراي عشق و ناز و جلوه‌گري است. به هر حال، طلب و تقاضا از طرف مرد و رضايت يا مخالفت از سوي زن، در اولين اقدام براي تشكيل خانوده، يعني خواستگاري، آشكار مي‌شود. بنابراين، خواستگاري بايد با در نظر گرفتن شخصيت و حفظ حيثيت و ويژگي‌هاي خاص و منحصر به فرد هر يك از دو طرف - كه مطابق با امور غريزي و طبيعي هر يك از دو جنس مذكر و مؤنث است - انجام مي‌گيرد. استاد شهيد مطهري در تحليلي زيبا و با تكيه بر جنبه‌هاي زيستي و جنبه‌هاي روان‌شناختي، چنين مي‌نويسد: «اين كه قديم الايام مردان به عنوان خواستگاري نزد زن مي‌رفته‌اند و از آنها تقاضاي همسري مي‌كرده‌اند، از بزرگ‌ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است. طبيعت، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه، قرار داده است. اين، يكي از تدابير حكيمانه و شاهكارهاي خلقت است كه در غريزة مرد، نياز و طلب و در غريزة زن، ناز و جلوه، قرار داده است؛ ضعف جسماني زن را در مقابل نيرومندي جسماني مرد، با اين وسيله، جبران كرده است. خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود؛ [اما] براي مرد، قابل تحمل است كه از زن خواستگاري كند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن ديگري خواستگاري كند و جواب رد بشنود؛ تا بالاخره زني رضايت خود را به همسري با او اعلام كند؛ اما براي زن كه مي‌خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر در آورد، تا بر سراسر وجود او حكومت كند، قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احياناً جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود.2

پي‌نوشت:

1. ترجمه ميزان الحكمه، ج 5، ص 2272.

2. مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ اول، انتشارات صدرا، تهران 1382، ص 38.

 

یادمان رفت که عاشق بودیم

یادمان رفت که عاشق بودیم

یادمان رفت که عاشق بودیم

چند بار بگویم وقتی دست و صورتت را می‌شویی، حوله خیست را نینداز روی تخت؟

 وای. . . دوباره جوراب‌هایت را پرت كردی گوشه اتاق؟

  نمی‌توانی وقتی داری دست و صورتت را می‌شویی یك آبی هم به جورابت بزنی؟

  چند بار به شما بگویم من‌این رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهی نداری؟

  موقعی كه حرف می‌زنم حواست كجاست؟

 بله بله، گفتم برایت ماشین ظرفشویی می‌خرم، اما الان نه، تا كی باید ظرف‌ها توی دستشویی بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار باید این را تكرار كنم.

 اینها جملاتی است كه ممكن است بین هر زن و شوهری رد و بدل شود. گاهی‌این‌قدر از دست همدیگر عصبانی می‌شوند كه اصلا یادشان می‌رود گذشته‌ها، شاید هم یك روز قبل چه خاطرات خوبی با هم داشتند.

كارهای پیش پا افتاده روزمره گاهی آنقدر زن و شوهر را از هم دور می‌كند كه باعث می‌شود حتی حرف‌هایی به یكدیگر بزنند كه روز اول آشنایی حتی به خواب هم نمی‌دیدند طرفش بروند. در زندگی مشترك روزمره، چیزهایی فراموش می‌شود كه روزی برایشان باارزش‌ترین چیزهای دنیا بود.

خستگی، بی‌حوصلگی و سختی‌های زندگی، گاهی باعث می‌شود هر كدام از زوج‌ها نتوانند آن طور كه باید وظایف خود را در خانه انجام دهند و ‌این، ممكن است باعث عصبانیت هر كدام از آنها شود.

 بنابراین، چه خوب است در‌این مواقع به جای تمركز روی ضعف‌ها و اشتباهات همدیگر، كمی به خودمان فكر كنیم كه اگر ما جای همسرمان بودیم، چه كار می‌كردیم. راه‌های زیادی برای استحكام و پایدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد كه اگر هر از گاهی آنها را یادآوری كنیم، زندگی‌مان زیبا می‌شود درست مثل روزهای اول؛ شیرین.

 به جای نشستن و فكر كردن به كارهایی كه شما را ناراحت می‌كند، چه خوب است كمی به اشتباهاتتان فكر كنید.

 چند تمرین...

با انجام ‌این تمرین‌ها و با افكار مثبت، می‌توانید روابط خود و همسرتان را مثل روزهای شیرین زندگی تغییر دهید.

 

ادامه نوشته