خواستگاري، اولين گام در ازدواج نيست

به نظر مي‌رسد كه قبل از اقدام به خواستگاري، شايسته است فرد از آمادگي‌هاي شناختي خانوادگي و اقتصادي برخوردار باشد و به عبارت ديگر، فرد بايد از معيارهاي يك ازدواج موفق، آگاهي كافي داشته باشد و ويژگي‌هاي يك همسر شايسته و لايق را بشناسد و از ملاك‌هاي اساسي و غيراساسي، اطلاع كافي داشته باشد؛ تا هنگام جمع‌بندي و تصميم‌گيري، بتواند ملاك اساسي را فداي ملاك غيراساسي نكند. براي اين كار، بايد با مطالعه يا با مشورت با افراد با تجربه، از هدف ازدواج، شرايط ازدواج و معيارهاي همسر لايق و مناسب، شناخت لازم را به دست آورده؛ نه اين كه به محض مشاهدة فردي كه به چشم ظاهربين او مناسب آمد، در فكر ازدواج با او غوطه‌ور شود و خواستگاري از او را طراحي كند و به طور مستقيم يا غيرمستقيم به سراغ او رفته، دربارة چگونگي طرح درخواست خود از او، برنامه‌ريزي كند.

خانواده‌ها و والدين نيز بايد آمادگي كافي براي خواستگاري را داشته باشند. هر خانواده‌اي از جايگاه و موقعيت اجتماعي خاصي برخوردار است و عزت و شأن خانوادگي آنها، از اهميت زيادي برخوردار است و اگر براي فرزندشان اقدامي مي‌كنند، نمي‌خواهند با پاسخ صريح و غيرمناسب - با عزت و شخصيت خانوادگي و اجتماعي‌شان – رو‌به‌رو شوند؛ بلكه مي‌خواهند اگر اقدامي كردند و پاسخ منفي هم گرفتند، شأن و منزلت اجتماعي و خانوادگي‌شان زير سؤال نرود. بنابراين، قبل از اقدام به خواستگاري، بايد دربارة احتمال توافق و پاسخ مثبت طرف مقابل و عدم توافق، فكر كند. اگر خانواده‌ها به علت‌هاي مختلف، نتوانند دربارة ازدواج فرزندشان در زمان حاضر بينديشند، سخن از خواستگاري، بيهوده به نظر مي‌رسد. بنابراين، يا بايد آن را به تاخير اندازد يا به فكر فراهم كردن شرايط باشند.

خواستگاري، محرمانه باشد

مراسم خواستگاري اوليه، در حد ممكن، بايد خصوصي و محرمانه باشد؛ بدين معني كه غير از دو خانوادة پسر و دختر، افراد ديگري، نبايد از موضوع خواستگاري مطلع شوند و به قول معروف، بهتر است از ابتدا قضية خواستگاري را جار نزنند و بر سر زبان‌ها نيندازند؛ تا اگر - به هر دليلي - توافقي حاصل نشد، يا طرفين همديگر را نپسنديدند و ازدواج پا نگرفت، افراد به گمانه زدن‌هاي بي‌مورد و بي‌دليل نپردازند؛ زيرا گاهي با مطرح شدن احتمالات بي‌اساس و غيرواقعي و تهمت زدن‌هاي مختلف، زمينة كاهش اعتبار فردي و خانوادگي يكي از دو طرف به وجود مي‌آيد و باعث لطمه زدن به آبروي اجتماعي افراد و خانواده‌ها مي‌شود؛ مثلاً مي‌گويند: لابد در دختر يا پسر عيبي بوده كه او را نپسنديده‌اند و ازدواج سر نگرفته است و با تبديل كردن كاه به كوه و بزرگ‌نمايي موضوع و ارتباط مسئله‌اي فرعي و غيرمرتبط با اصل ماجرا، آينده يكي از دو طرف را خراب مي‌كنند و چه بسا شايعه‌سازي‌هاي ديگري را به دنبال داشته باشد و زمينة توافق‌هاي موارد بعدي را نيز از بين ببرد و به طور كلي، به اعتبار و آبروي حداقل يكي از دو خانواده، لطمه وارد مي‌شود. بر همين اساس است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم دربارة چگونگي خواستگاري مي‌فرمايد:

«اظهر انكاح و احفظ الخطبه؛ ازدواج و مراسم نكاح و عروسي را آشكارا برگزار كنيد؛ ولي خواستگاري را محرمانه و خصوصي نگاه داريد».1

خواستگاري مستقيم نباشد

مرد نبايد درخواست و تقاضاي ازدواج با فرد مورد نظر را به طور مستقيم با او در ميان بگذارد؛ بلكه بايد اجازه دهد تا از طريق خانواده‌اش يا فرد ديگري - كه از اعتبار اجتماعي كافي و موقعيت و جايگاه مناسب برخوردار است - اين تقاضا مطرح شود؛ زيرا ازدواج، امر مقدسي است. بنابراين، خوب است كه مقدمات آن هم بر پايه‌هاي صحيح اخلاقي و ارزشي و در هاله‌اي از حياي پسنديده قرار گيرد. ازدواج، يك معاملة مادي و تبادل كالا نيست كه با هر كلام و عملي كه نشانة رضايت دو طرف باشد، بتوان آن را انجام داد و به اجرا درآورد؛ بلكه مقدمة يك زندگي طولاني و داراي جنبه‌هاي مختلف رواني و معنوي است كه زمينة آرامش و تكامل دو طرف را فراهم مي‌كند. پس پايه‌ها و مقدمات آن - مانند خواستگاري - نيز بايد در يك محيط آرام، بدون احساسات و مبتني بر عقل و انديشه، شكل گيرد. معمولاً خواستگاري‌هاي مستقيم، برخاسته از شور و اشتياق غيرعقلاني است و سيطرة احساسات زودگذر در آنها كاملاً به چشم مي‌خورد. اين نوع خواستگاري‌ها كه معمولاً مخفيانه و به دور از اطلاع و آگاهي خانواده‌ها انجام مي‌گيرد، به جاي اين كه زمينة ازدواج موفق را فراهم كند؛ تا به آشنايي با يكديگر منجر شود، تنها موجب ارضاي نيازهاي جنسي و جسمي شده، وابستگي دو طرف را به هم شدت داده، در نتيجه، چشم و گوش هر يك از دو طرف را از شناخت دقيق و آگاهي از نقاط ضعف و قوت طرف مقابل، مسدود مي‌كند و اجازه نمي‌دهد تا آنان دربارة نقايص، كمبودها و ضعف‌هاي طرف مقابل بينديشند؛ زيرا با عينك محبت و علاقه به طرف مقابل، به شناسايي يكديگر مي‌پردازند و طبيعي است كه چنين عينكي، مانع از شناخت صحيح، دقيق و مناسب خواهد شد.

بنابراين، توصية مي‌شود كه خواستگاري به طور رسمي و از طريق خانواده‌ها و با نظارت و آگاهي آنها انجام گيرد.

خواستگاري بايد از طرف مرد باشد

خواستگاري بايد از سوي مرد و خانوادة او انجام گيرد؛ زيرا چنين اقدامي، منطبق با حفظ شئونات و احترام به شخصيت و ويژگي‌هاي زن و جنس مؤنت است. در طبيعت زن، حيا و ميل به محبوب واقع شدن، نهادينه شده است و در طبيعت مرد جلب و تمنا و كشش به سوي زن، سرشته شده است. مي‌توان گفت كه تقريباً در تمام فرهنگ‌ها و جوامع، بر اساس اين اصل فطري و طبيعت انساني، به كرامت، عزت و حياي زن، ارج ‌نهاده مي‌شود و زن ضمن پذيرش اين طلب و تمنا، عزت، شخصيت و احترام را محفوظ داشته، خود را از ابتذال و بي‌بند و باري، دور نگاه مي‌دارد. جنس ماده در همة موجودات، بر مبناي اقتضاي طبيعي و غريزي كه خداوند در همة جانداران به وديعه گذاشته، پذيراي عشق و ناز و جلوه‌گري است. به هر حال، طلب و تقاضا از طرف مرد و رضايت يا مخالفت از سوي زن، در اولين اقدام براي تشكيل خانوده، يعني خواستگاري، آشكار مي‌شود. بنابراين، خواستگاري بايد با در نظر گرفتن شخصيت و حفظ حيثيت و ويژگي‌هاي خاص و منحصر به فرد هر يك از دو طرف - كه مطابق با امور غريزي و طبيعي هر يك از دو جنس مذكر و مؤنث است - انجام مي‌گيرد. استاد شهيد مطهري در تحليلي زيبا و با تكيه بر جنبه‌هاي زيستي و جنبه‌هاي روان‌شناختي، چنين مي‌نويسد: «اين كه قديم الايام مردان به عنوان خواستگاري نزد زن مي‌رفته‌اند و از آنها تقاضاي همسري مي‌كرده‌اند، از بزرگ‌ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است. طبيعت، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه، قرار داده است. اين، يكي از تدابير حكيمانه و شاهكارهاي خلقت است كه در غريزة مرد، نياز و طلب و در غريزة زن، ناز و جلوه، قرار داده است؛ ضعف جسماني زن را در مقابل نيرومندي جسماني مرد، با اين وسيله، جبران كرده است. خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود؛ [اما] براي مرد، قابل تحمل است كه از زن خواستگاري كند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن ديگري خواستگاري كند و جواب رد بشنود؛ تا بالاخره زني رضايت خود را به همسري با او اعلام كند؛ اما براي زن كه مي‌خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر در آورد، تا بر سراسر وجود او حكومت كند، قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احياناً جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود.2

پي‌نوشت:

1. ترجمه ميزان الحكمه، ج 5، ص 2272.

2. مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ اول، انتشارات صدرا، تهران 1382، ص 38.