گفتگوي دروغ و حقيقت
گفتگوي دروغ و حقيقت
روزي دروغ به حقيقت گفت:
میل داری باهم به دریا برویم وشنا کنیم حقیقت ساده لوح پذیرفت.
وگول خورد آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.
وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را درآورد
دروغ حیله گر لباسهای اورا پوشید ورفت
از آن روز حقيقت عريان و زشت است اما دروغ در لباس حقيقت با ظاهري زيبا و آراسته ظاهر می شود .
پس ای بهترینم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 15:24 توسط حسين همتي
|
در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.