كوره هاي رنج
كوره هاي رنج
آهنگري بود كه با وجود رنج هاي متعدد و بيماري اش عميقا به خدا عشق مي ورزيد . روزي يكي از دوستانش كه اعتقادي به خدا نداشت از او پرسيد: تو چگونه مي تواني خدايي را كه رنج و بيماري نصيب مي كند ، دوست داشته باشي؟
آهنگر سر به زير آورد و گفت: وقتي مي خواهم وسيله اي آهني بسازم يك تكه آهن را در كوره قرار مي دهم . سپس آن را روي سندان مي گذارم و مي كوبم تا به شكل دلخواهم درآيد. اگر به شكل دلخواهم در آمد مي دانم كه وسيله مفيدي خواهد بود و اگر نه، آن را كنار مي گذارم. همين موضوع باعث شده است كه هميشه به درگاه خداوند دعا كنم كه: خدايا! مرا در كوره هاي رنج قرار ده، اما كنار نگذار!!!
فقط در ناملايمات است كه فضايل انساني به اوج خود مي رسد. در غياب باد يك توده پنبه مانند يك قله كوه استوار است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 14:52 توسط حسين همتي
|
در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.