آموزگار ما تصمیم گرفت که با حل مشکلمان درس خوبی به ما بدهد. او ما را در دو طرف میز نشاند و یک لیوان بزرگ سفالی را وسط میز گذاشت . لیوان به رنگ مشکی بود . بعد از من پرسید:
- لیوان چه رنگی است؟
گفتم :
- مشکی
سپس از دوستم پرسید و او جواب داد:
- سفید!!
هر دو با تعجب به یکدیگر نگاه کردیم . معلم از ما خواست جایمان را با یکدیگر عوض کنیم . و هنگامی که در جای دوستم نشستم با تعجب دیدم که لیوان سفید است! و دوستم هم گفت که لیوان سیاه است! در واقع دو نیمه لیوان رنگهای متفاوتی داشتند و هر یک از ما در جایگاه خودمان فقط نیمی از لیوان را می دیدیم و تصور می کردیم که همه لیوان همین رنگ است .
معلم به ما یاد داد که برای قضاوت در مورد افکار و عقاید هر کس باید بتوانیم خودمان را در جایگاه او قرار دهیم و از منظر او به موقعیت نگاه کنیم . آنگاه بفهمیم که آیا درست می گوید یا خیر؟

در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.