سرش را بالا آورد و با خوشحالی گفت: «ببین بازم پیدا کردم! امروز حسابی شانس با ماست! فکر کنم تا شب حسابی جمع کنیم. فکرش رو بکن؛ هشت تا قوطی فقط از یک سطل آشغال!»