سرش را بالا آورد و با خوشحالی گفت: «ببین بازم پیدا کردم! امروز حسابی شانس با ماست! فکر کنم تا شب حسابی جمع کنیم. فکرش رو بکن؛ هشت تا قوطی فقط از یک سطل آشغال!»
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 15:11 توسط حسين همتي
|
سرش را بالا آورد و با خوشحالی گفت: «ببین بازم پیدا کردم! امروز حسابی شانس با ماست! فکر کنم تا شب حسابی جمع کنیم. فکرش رو بکن؛ هشت تا قوطی فقط از یک سطل آشغال!»
در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.