که چه ها می کند این چشم چه ها!

هر چه هست در چشم است و همه خواسته ها

زیرکی در چشم است٬ بی فروغی در چشم

دلبری در چشم است٬ دلنوازی در چشم

وکمندی که به پا می بندد٬ به یقین تنگتر از زلف٬ تواند باشد.

                                 * * *

عکس من بر صفحه ی چشم فتاده است یکبار

و خودم می دانم که دلم چون می زد

ودر آن گوی شفاف به خود می لرزید

وچنان می تپد امروز که انگار

در طلب او به وجود آمده است.