ª فهمیده ام که اشکالی ندارد به چیزی که داری قانع باشی ولی به چیزی که هستی قانع نباش .
ª فهمیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم ، آن را به نحو احسن انجام می دهم .
ª فهمیده ام که بچه دار شدن تمام اولویت های انسان را تغییر می دهد .
ª فهمیده ام که باید تصمیمات کوچک را با فکرم بگیرم و تصمیمات بزرگ را با دلم .
ª فهمیده ام که هیچ چیز مانند یک مقدار پول در حساب بانکی به آدم آزادی عمل نمی دهد .
ª فهمیده ام که شاخص شدن تنها احتیاج به اندکی تلاش بیشتر دارد .
ª فهمیده ام بزرگ ترین نیاز هر انسان این است که احساس کند قدرش را می دانند .
ª فهمیده ام که نباید وقتم را صرف نگرانی در مورد چیزهایی کنم که نمی توانم آنها را تغییر دهم .
ª فهمیده ام که بیشتر آدمها درست وقتی در آستانه موفقیت هستند ، دست از تلاش می کشند .
ª فهمیده ام که هیچ گاه برای ترمیم یک رابطه آسیب دیده دیر نیست .
ª فهمیده ام که اگر منتظر باشی تا دیگران تو را خوشبخت کنند ، برای همیشه مایوس خواهی ماند .
ª فهمیده ام که نباید وارد نزاعی شد که در آن چیزی برای " بردن " وجود ندارد .
ª فهمیده ام که وقتی یک زن چیزی را بخواهد ، هرگز نباید توانایی های وی را دست کم گرفت .
ª فهمیده ام که خطرناک ترین کارها به کم قانع بودن است .
ª فهمیده ام که وقتی با همسرتان مشاجره می کنید ، اولین کسی که بگوید " متاسفم ناراحتت کردم ، منو ببخش " برنده واقعی است .
ª فهمیده ام که همه خانم ها دوست دارند به آن ها گل هدیه کنی ، مخصوصاً اگر مناسبت خاصی وجود نداشته باشد .
ª فهمیده ام که هرگز نباید برای تساوی بازی کرد ، هدف باید برد باشد .
ª فهمیده ام که نباید در مورد موفقیت هایت با افرادی که از تو کامیابی کمتری دارند صحبت کنی .
ª فهمیده ام که بازنده ها همیشه تقصیر را به گردن دیگران می اندازند .
ª فهمیده ام که یک ازدواج موفق شادی ها را دو چندان و غم ها را نصف می کند .
ª فهمیده ام که زن ها بهتر و سریع تر از مردها با شرایط سخت سازگار می شوند .
ª فهمیده ام که مهم نیست دیگران در مورد من چه فکری می کنند بلکه مهم این است که من در مورد خودم چه فکری می کنم .
ª فهمیده ام که یک همسر عاشق و وفادار بزرگ ترین گنجینه یک مرد است .
ª فهمیده ام که یک مرد برای دانستن خیلی چیزها کافی است ببیند که همسر وی چه قدر احساس خوشبختی می کند .
ª فهمیده ام که بدترین تصمیمات را وقتی گرفته ام که عصبانی بوده ام .
ª فهمیده ام که باید به آینده نظر داشت . هنوز چه بسیارند کتابهای خوبی که باید خواند ، دوستانی که باید دید و طلوع خورشیدی که باید نظاره کرد .
ª فهمیده ام که چیزهای زیادی را می توان در خصوص روابط یک زوج فهمید آن هم تنها با توجه به اینکه هر یک پس از دوش گرفتن تا چه اندازه حمام را برای دیگری تمیز می کند .
ª فهمیده ام که اگر با شوهرت مشغول کیک خوردن هستی و دیدی او تکه کوچک تر را برای خودش برداشته بدان که هنوز دوستت دارد .
ª فهمیده ام که نباید خانه را بدون شوخی ترک کنی .
ª فهمیده ام که تا وقتی به جای تاسف و پشیمانی به رویاهایم بیندیشم متوجه پیر شدن نمی شوم .
ª فهمیده ام که اگر با کسی ارتباط داری که به تو اعتقاد ندارد بهتر است قبل از این که خودت هم اعتقادت را به خودت از دست بدهی به این رابطه پایان دهی .
ª فهمیده ام که راه باوقار پیر شدن این است که همیشه خود را فعال نگه داری .
ª فهمیده ام که تشویق و ترغیب های شوهرم باعث می شود که من کارهایی را انجام دهم که فکر می کدرم نمی توانم .
ª فهمیده ام که یک زن تحمل هر چیزی را دارد به جز فراموش شدن و احساس اینکه دیگر نیازی به وجود وی نیست .
ª فهمیده ام که هیچ موقعیتی آن قدر بد نیست که عصبانی شدن نتواند آن را بدتر کند .
ª فهمیده ام فردی که تازه با او آشنا شده ای ممکن است از شخصی که همه عمرت او را می شناختی برای تو دوست بهتری باشد .
ª فهمیده ام که مشکلات بزرگ حریف آدم هایی که قلب بزرگی دارند نمی شود .
ª فهمیده ام که هیچ کس مسئول خوشبخت کردن من نیست . کار ، کار خودم است .
ª فهمیده ام که تغییر برای افراد شجاع چالش است ، برای افراد هشیار یک فرصت و برای افراد سست و متزلزل یک تهدید .
ª فهمیده ام اگر فردی که با او هستی از تو آدمی قوی تر و بهتر نمی سازد ، همنشین مناسبی نیست .
ª فهمیده ام که ما را بر اساس کارهایی که به سرانجام می رسانیم مورد قضاوت قرار می دهند نه کارهایی که شروع می کنیم .
ª فهمیده ام که تاثیر وجود همسرم در تک تک کارهایی که انجام می دهم انکارناپذیر است .
ª فهمیده ام که وقتی نگران هستی باید مشکلات را به خدا واگذار کنی . او تنها کسی است که تمام شب ها بیدار است .
در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.