ª     فهمیده ام که تا با کسی هم صحبت نشده ایم نباید درباره وی قضاوت کنیم .

ª     فهمیده ام که حرفی را که حاضر نیستی بنویسی و زیرش را امضاء کنی نباید بزنی .

ª     فهمیده ام که اندازه یک خانه ربطی به میزان خوشبختی ساکنین آن ندارد .

ª     فهمیده ام که بهترین تعریفی که فرزندانم از من کرده اند این است که آنان آرزو دارند ازدواجی مثل من و شوهرم داشته باشند .

ª   فهمیده ام که اینکه فرزندان بالغم امروز چه طور افرادی هستند مستقیماً بر می گردد به روزهایی که من در کودکی به آنها می گفتم چه طور بچه هایی هستند .

ª     فهمیده ام که همیشه کافی نیست که دیگران آدم را ببخشند گاهی وقت ها انسان باید خودش را هم ببخشد .

ª     فهمیده ام که وقتی بچه دار شدی نظرت کلاً راجع به بچه های دیگران تغییر می کند .

ª     فهمیده ام که وقتی نقشه می کشی تا کار بد کسی رو تلافی کنی در حقیقت به او اجازه می دهی که بیشتر مایه عذابت شود .

ª     فهمیده ام که اگر از زنت پرسیدی ( چی شده ؟ ) و بهت گفت ( هیچی ) یعنی حسابی توی دردسر افتادی .

ª     فهمیده ام که ازدواج با یک آدم اجتماعی اگر خودت آدم گوشه گیری هستی برای تو خوب است .

ª     فهمیده ام که عشق و نه زمان دوای هر درد است .

ª     فهمیده ام که آدم ارزش پول رو وقتی می فهمه که حاصل کار خودش باشه .

ª     فهمیده ام که از وقتی خودم مادر شده ام قدر مادرم را بیشتر می دانم .

ª     فهمیده ام که در این دنیا آدم به هزار دوست احتیاج ندارد فقط یک نفر را می خواهد تا در روزهای خوشی و ناخوشی کنارش باشد .

ª     فهمیده ام که اگر برای دشمنانت دعا کنی دیگر از آنها متنفر نخواهی بود .

ª     فهمیده ام که آقایان ترجیح می دهند که برای ساعت ها راه خود را گم کنند ولی از کسی آدرس نپرسند .

ª     فهمیده ام که موقعیت ها هیچ گاه از بین نمی روند . اگر شما آنها را از دست دهید شخص دیگری آنها را به دست می آورد .

ª     فهمیده ام که نباید وقت زیادی از امروز را صرف غصه خوردن برای دیروز کنی .

ª     فهمیده ام که هر کسی از تعریف خوشش می آید .

ª     فهمیده ام که ما وقت زیادی را صرف آرزو برای داشتن نداشته ها و غفلت از داشته ها می کنیم .

ª     فهمیده ام که ازدواج همیشه آسان نیست . باید بیش از هر چیز دیگری در زندگی روی آن کار کرد تا موفق از آب در بیاید .

ª     فهمیده ام که بیشتر پشیمانی هایم بابت کارهایی است که انجام نداده ام بنابراین حالا به جای ( نه ) بیشتر می گویم ( چرا که نه ) !

ª     فهمیده ام که هر چه قدر وقت کم تری برای انجام کار داشته باشی ، کار بیشتری انجام می دهی .

ª     فهمیده ام که خط زدن آخرین مورد در فهرست ( کارهایی که باید امروز انجام دهم ) احساس رضایت زیادی در من ایجاد می کند .

ª     فهمیده ام که باید کار کرد و امیدوار بود ولی هرگز نباید بیش از آنچه کار می کنی امیدوار باشی .

ª     فهمیده ام که بعضی وقت ها که عصبانی هستم حق دارم که عصبانی باشم ولی هرگز این حق را ندارم که بی رحم شوم .

ª     فهمیده ام که انتقاد درباره چیزی که انسان آن را تجربه نکرده کاری ساده است .

ª     فهمیده ام که زندگی مثل یک کتاب است . بعضی وقت ها باید یک فصل را تمام کرد و فصل جدیدی را آغاز نمود .

ª     فهمیده ام که نباید توی رستورانی که آشپزش لاغره غذا بخوری .

ª     فهمیده ام که تصور این که خدا کنارم ایستاده باعث می شود که دست به بسیاری از کارهایی که می دانم اشتباه است نزنم .

ª     فهمیده ام که وقتی یک زن می گوید عصبانی نیست ، معمولاً عصبانی است .

ª   فهمیده ام که یک شوهر هر چه قدر هم که کارهای مختلفی در منزل انجام دهد اگر بلد نباشد چگونه عشقش را به همسرش نشان دهد ، ازدواجشان محکوم به فناست .

ª     فهمیده ام که اخراج شدن می تواند بهترین اتفاق ممکن باشد .

ª     فهمیده ام که سابقه و شرایط ممکن است در این که ما ( که هستیم ) موثر باشند اما هیچ اثری در این که ( که می شویم ) نخواهند گذاشت .

ª     فهمیده ام که مادرها هم اشتباه می کنند .

ª     فهمیده ام که هیچ گاه نمی شود کسی را در آغوش گرفت و در مقابل در آغوش گرفته نشد .

ª     فهمیده ام که می شود انسان با یک نگاه دیوانه وار عاشق شود .

ª     فهمیده ام که خدا از هیچ آدمی نمی خواهد که بهترین باشد . فقط کافی است که بهترین و بیشترین تلاشت را بکنی .

ª     فهمیده ام که وقتی عاشقی کاملاً مشخصه .

ª     فهمیده ام برای آن که حقیقتاً بفهمم پدرم چه قدر مرا دوست دارد باید خودم پسری داشته باشم .

ª     فهمیده ام که وقتی از عهده خریدن چیزی بر می آیم که دیگر احتیاجی به آن چیز ندارم .

ª     فهمیده ام که مهربانی با نگهبان یک سازمان همانقدر مهم است که مهربانی با رییس آن سازمان .

ª     فهمیده ام که انسان بهتر است با کسی ازدواج کند که سرشت خوبی داشته باشد نه اندام خوبی .

ª     فهمیده ام که نباید به گذشته نظر کنی مگر به نیت عبرت گرفتن .

ª     فهمیده ام که خوب بودن خرجی ندارد .

ª     فهمیده ام که اصول اخلاقی محکم مانند قطب نما راه گشا هستند .

ª     فهمیده ام که هر دستاورد مهمی زمانی غیر ممکن به نظر می رسیده است .

ª     فهمیده ام که ازدواج به خاطر پول دشوارترین راه پولدار شدن است .

ª     فهمیده ام که هرگز نباید آنقدر سرت شلوغ باشد که برای گفتن کلمات ( لطفاً ) و ( متشکرم ) وقت نداشته باشی .

ª     فهمیده ام که حتی وقتی از دردی رنج می برم لزوماً نباید مایه رنج دیگران شوم .

ª     فهمیده ام که با یک مشاجره حل نشده هرگز نباید به رختخواب رفت .

ª     فهمیده ام که هیچ تفریحی لذت بخش تر از داشتن شغلی نیست که از انجام آن لذت می بری .

ª     فهمیده ام که انسان با مطالعه می تواند هر چیزی را به خود بیاموزد .

ª     فهمیده ام که بچه دار شدن مشکلات زناشویی کسی را حل نمی کند .

ª     فهمیده ام که موفقیت کاری اگر به قیمت شکست در زندگی خانوادگی باشد ارزش ندارد .

ª     فهمیده ام که وقتی مشغول صرف غذای دست پخت همسرم هستم هرگز نباید از دست پخت مادرم تعریف کنم.

ª     فهمیده ام که روزها طولانی هستند ولی زندگی کوتاه .

ª     فهمیده ام که نباید با کسی ازدواج کنی که مشکلاتش از تو بیشتر است .

ª     فهمیده ام که سلامتی ، سرمایه حقیقی است .

ª     فهمیده ام که انسان باید به هر قیمتی سر قولش باشد .

ª     فهمیده ام که تا وقتی همان کاری را بکنی که همیشه می کردی ، حاصلش همان چیزی خواهد بودکه همیشه بوده .

ª     فهمیده ام که هر شخصی همان کسی خواهد شد که فکرش را می کرده است .

ª     فهمیده ام که تنفر مانند یک اسید است که ظرف خود را هم آب می کند .

ª     فهمیده ام که اگر کسی در دامان مادر درس عشق نگیرد ، در هیچ جا و هیچ سن دیگر هم یاد نخواهد گرفت .