روزي از بياباني گذر ميکردم روي تخته سنگي نوشته شده بود اگر جواني عاشق شد چه کند؟ زير آن نوشتم صبر کند ...... براي بار دوم از انجا عبور کردم زير نوشته ام نوشته شده بود اگر صبر نداشت چه کند؟ با بي حوصلگي نوشتم بميرد بهتر است......براي بار سوم از انجا گذر کردم به جاي اينکه زير نوشته ام رابيابم جواني را مرده يافتم....
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 15:16 توسط حسين همتي
|
در این سالها سعی کرده ام هر چیز مفیدی پیدا می کنم در اینجا قرار دهم.